عصر چهارشنبه ششم اردیبهشت مراسمي تحت عنوان «بدرقه فاطمی» در میدان فردوسی آغاز شد و سپس جمعیت عزادار با حرکت به سوی میدان امام خمینی(ره) به اجتماع بزرگ عاشورای فاطمی ملحق شدند.
به گزارش خبرنگار دين و معارف خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) هياتهاي سينهزني و زنجيرزني كه صدهاتن از عزاداران فاطمي را شامل ميشدند و هر لحظه جمعيت آنان بيشتر ميشد، پرچمهايي منقش به اسامي معصومين(س) و همچنين تصاويري از شهداي هستهيي كشورمان را در دست داشتند.
عزاداران همچنين مراسم تشیع نمادین امابیها؛ حضرت صديقه طاهره(س) را همراه با نواي اذان و عزاداري گروهي برگزار كردند.
در این مراسم حاج حسین سیب سرخی،حاج عبدالرضا هلالی،حاج روح الله بهمنی از مداحان اهل بيت(ع) به ذکر مصیبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) پرداختند كه با سينهزني عزاداران همراه بود.دانلود عکس و ویدئو مراسم در لینک زیر:
http://behesht.info/marasem.aspx?uc=Detail&ID=931
حضرت فاطمه در ميان ساير فرزندان پيامبر اسلام داراي چه ويژگي هايي بوده است؟
-
شيخ صدوق ابن بابويه متوفاي 381 نقل مي كند كه امام ششم 7 فرمود: براي فاطمه س از جانب خدا نه نام مقرر شده: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه و زهرا س پس هر يك از اين نامها از ويژگي خاص حكايت مي كند، براستي او راز و رمز آفرينش است، در حديث لولاك خواسته آفريدگار اين است كه جهان هستي طبق روش و منش وجود مقدس پيامبر اسلام كه رحمه للعالمين و جلوه مهرباني ارحم الراحمين بر جهانيان است اداره شود و امتداد اين امر با وصايت و جانشيني اميرمومنان علي عليه السلام و كمال و ادامه آن به بركت قطب شرافت و محور عظمت،
- فاطمه زهرا و يازده فرزندانش كه درود خدا بر آنان باد خواهد بود. وي در ميان فرزندان پيامبر يك شاخص و استثناء و عطيه و تحفه خداوند كارساز بنده نواز بر رسول و امت و همه عالم هستي است كه براي تجلي نور و تولدش مقدماتي چيده شده، با اينكه پدرش اشرف مخلوقات و سيد كائنات و نخستين فروغ آفريده شده و پاكترين پاكان و مادر ام المومنين واقعي كه از آغاز زندگي طاهره و پاك بانو لقب داشت ولي به گفته بزرگان حديث اميرمومنان علي عليه السلام، پيامبرص فرموده اند: دستور خداي من اين است كه چهل شبانه روز از همسر عزيزم جدا باشم، و من مامور ابلاغ به حضرت خديجهس شدم تا سوز فراق را تحمل كند و غروبگاه در به روي خود به بندد و از دوري همسر نگران نباشد كه اين كار امر خداي توانا است. پيامبرص روزها را روزه دار و شبها را بيشتر از هميشه با خدا به راز و نياز مي پرداخت و هر روز وقت افطار مي فرمود: اگر از مسلمانان كسي رسيد سر سفره افطار مرا همراهي كند ولي چهلمين روز هنگام افطار بوي خوش فوق العاده اي به مشام من رسيد، حضرت برخلاف هر روز فرمود: اگر كسي آمد مانع شويد وارد بر سفره افطار نشود كه امروز افطار من مائده آسماني و ميوه بهشتي است و بر ديگري سزاوار نيست: پس از افطار، بيدرنگ بر حسب فرمان خدايش بسوي خانه رهسپار شد. در خانه را زد و خديجه گفت: كيست كه دست به در خانه اي مي كوبد كه جز همسرعزيزم محمدص كسي حق ندارد دست به در اين خانه بزند؟ و او، صداي دلنشين همسرش را شنيد كه فراق به وصال مبدل گرديده و در همان شب و با آن رژيم خاص زندگي دو انسان پاك و با
6
تناول مائده آسماني و ميوه بهشتي زمينه وجود نازنين فرزند استثنائي و سفارشي كه سرور زنان جهان خواهد بود آماده شد. چون خديجه ثروت و دارايي كلان خود را پيش پاي پيامبر ص براي پيشرفت آئين اسلام پيشكش كرده بود و روزگارتنگدستي پيش آمده بود زنان قريش و قوم و خويش او از وي فاصله گرفته بودند و خديجه احساس تنهائي مي كرد، اما هنگام ولادت فرخنده آن خجسته فرزند چهارزن بزرگوار بصورت زنان بني هاشم باذن خدا مجسم شده و حضور بهم رسانيدند. حضرت خديجهس از ديدن آنان شگفت زده شد اما آنان گفتند: آرام باش ما را خداي توانا به ياري شما فرستاده و ما خواهران تو هستيم من سارا و اين آسيه و ديگري مريم و يكي ديگر كلثوم خواهر حضرت موسي و در خدمت شما هستيم و در آن فضاي روحاني، فاطمهس پاك و پاكيزه چشم به اين جهان گشود و برق نور وجودش همه جا را روشن كرد. رشد جسماني زهراس هم بيشتر از ديگران بود و طبق روايت در يك هفته به مقدار يك ماه رشد مي كرد تا به هنگام رحلت مادر در پنج سالگي به مصداق ام النبي و ام ابيها جاي مادر را پر كرد و يار و ياور پدر شد.فاطمهس مادر پيامبر و مادر پدر لقب گرفته است و اوست كه پيامبرص در حقش فرموده است: اگر زيبايي بصورت فردي و شخصي مجسم مي شد بصورت زهراس بود. او در مكه ياور پدر بود و خاكروبه دشمنان را از پدر مي زدود و در مدينه در احد و خندق به گونه اي حضور داشته و در خانه شمشير خونين پدر و شوهر را شسته و براي بعد آماده كرده و اوست كه پيامبرص بردست و پيشاني او بوسه مي زد و مكرر مي فرمود: پدر قربانش برود كه خشنودي او خشنودي خدا و خشم او خشم خدا
7
است. آنگاه كه خواستگاران متعدد براي ازدواج با او به خانه پيامبر مي رفتند پيامبرص مي فرمود: منتظر امر پروردگار هستم تا نوبت به علي عليه السلام كه رسيد انتظار به پايان رسيد و فرمود: اگر عليع نبود براي دخترم زهراس همسري مناسب و در شهن او يافت نمي شد.
در هنگام ازدواج فاطمهس نيز خطاب به عليع فرمود: اين امانت خدا و امانت من است و ادامه داد: آفرين بر اين دو درياي اخلاق و انسانيت كه به همديگر رسيدند و دو ستاره فروزان كه نزد هم قرار گرفتند، و فاطمه س كسي است كه مانند پيامبر و امامان ولايتش بر همگان واجب است و به تعبير امام ششم او صديقه كبري است و معرفت و شناخت وي مدار و محور براي پيشينيان بوده است.
و در توقيع شريف از امام زمان عليه السلام آمده است كه: مادرم زهراس الگو و اسوه من مي باشد
و امام پنجم حضرت امام محمد باقرعهم فرموده اند: دوستان در مشكلات و گرفتاريها به ما توسل مي جويند ما هم به مادرمان زهراس توسل مي جوئيم.
امام حسينع در يكي از رجزها و شعارهاي عاشورا فرموده است: پدرم خورشيد درخشان و مادرم ماه تابان و ستاره فروزاني بود كه علي عليه السلام وي را سيدتي و سرور من خطاب مي كرد.
توجهات خاص حضرت رسول اكرم9 نسبت به حضرت زهرا س
در ايام فاطميه قرار داريم لطفا درباره توجهات خاص حضرت رسول اكرمص نسبت به حضرت زهرا س مطالبي ارائه فرمائيد.
1- توجه و تعظيم بيشتر رسول خدا فقط رابطه پدري و فرزندي نبود چون پيامبر ص براي همه فرزندان و همه مومنان و دين باوران به گواهي آيات قرآن رئوف و مهربان بوده ولي براي حضرت زهراس به فرمان و خواست خدا حساب ديگري باز شده كه تاسيس اساس و بنيانگذاري خط ولايت اهل بيت و پناهگاه مردم با ايمان و چراغ پرفروغ هدايت و بيمه كننده آئين راستين اسلام و جدا كننده آن از خلافت ها و رياست هاي دروغين اسلامي باشد. خداوند با در نظر گرفتن سوره هل اتي و قدر و كوثر و آيات تطهير و ذي القربي و مباهله و ديگر آيات زمينه ساز اين تعظيم و توجه شايان پيامبرص به حضرت زهراس بوده است و آن حضرت پس از نزول آيه تطهير شش ماه هر روز به در خانه حضرت زهراس مي آمد و مي فرمود: درود بر شما اهل بيت. هرگاه به مسافرت مير فت آخرين كسي كه حضرت با او خداحافظي مي نمود دختر دلبندش حضرت فاطمهس بود و موقع بازگشتن از سفر اول به ديدار حضرت زهرا3 مي آمد و بارها تكرار مي كرد، فاطمه پاره تن من و مايه دلشادي من است و هر كس او را شاد كند من و خدا را مسرور نموده و هر كه او را آزار برساند مرا و خدا را آزرده است.
8
قول مشهور درباره مدت عمرحضرت زهراس پس از پيامبر
قول مشهور درباره مدتي كه حضرت فاطمهس پس از پيامبر اكرم ص زنده بود چيست؟
1- براي يك شخصيت مخالف قدرت و حكومت وقت اين بي تفاوتي و اختلاف تاريخي امري رايج بوده ولي اهل بيت و بويژه امام ششم تصريح فرموده است كه سوم جمادي الثاني و نود وپنج روز بعد از پيامبر ص حضرت زهراس از دنيا رفته است.
البته شباهت نوشتار عدد هفتاد و پنج عربي با خط كوفي موجب شهرت دو قول گرديده است، اما، آنچه به نظر مي رسد كه مطابق واقع باشد، همان روز سوم جمادي الثاني است.
چه حوادثي منجر به بيماري حضرت زهراس شد؟
- داهيه كبري و مصيبت عظماي رحلت پيامبر اسلامص و پايمال شدن روش درست او و بركناري وصي برحق و جانشين وي و مصادره فدك و مبارزه بي امان او با كودتاگران و اثبات حق و امضا گرفتن و پاره كردن سند و جسارت به او و آتش زدن در خانه و ماندن ميان در و ديوار و سقط جنين كه پيامبر 3 پيشاپيش او را محسن ناميده بود و ايراد خطبه غرا و كوبنده در پشت پرده و ميان بانوان مهاجر و انصار در مسجد پيامبر9 و غم و غصه بخاطر واژگون شدن راه و روش پدرش همه و همه موجبات ناراحتي و درد و
9
رنج حضرت فاطمه س را فراهم آورد. در تاريخ آمده است كه حضرت در پاسخ سلمان كه از او پرسيد بيماريتان چيست؟ فرمود: غم و غصه مرا دق مرگ مي كند!
وفات يا شهادت
وفات يا شهادت، بنظر شما كدام يك از اين دو واژه براي رحلت حضرت زهراس درست است؟
- زيارتنامه هايي كه ماثور و از معصومان ع رسيده شبيه شناسنامه آنان مي باشد. در زيارتنامه حضرت زهراس مي خوانيم: "السلام عليك ايتها الصديقه الشهيده" درود بر تو اي صديقه شهيده
و در روايت علامه مجلسي در جلد چهل و سوم بحار صفحه 891- آمده كه: ضربتي كه بر پهلوي آن حضرت زده شد و جنين او سقط شد و در بستر افتاد تا شهيد شد.
و در روايت ديگر ازامام ششم ع آمده است كه: مادرم زهرا س از دنيا رفت در حالي كه اثر تازيانه مثل بازوبند در بازويش باقي بود
و به طور كلي معصومان فرموده اند ما با شهادت از دنيا مي رويم "مامنا الامسموم او مقتول".
فلسفه غسل و كفن شبانه
يكي از مسائلي كه درباره رحلت حضرت زهرا3 مطرح است اين است كه آن حضرت وصيت كرده بود او را شبانه غسل دهند و كفن كنند و بخاك بسپارند فلسفه اين امر چيست؟
- هنگامي كه انسان در مبارزه خود به نتيجه كوتاه مدت و زودرس نمي رسد با مبارزه منفي به نتيجه گيري طولاني و درازمدت اقدام مي كند چون آن حضرت از حاكميت بيزار بود و حتي آنگاه كه با اصرار و سماجت از پسرعمو و شوهرش اجازه گرفتند و براي معذرت خواهي و درخواست عفو آمدند فاطمه س از آنان رويگردان شد و فرمود: من با آنان حرف نمي زنم و به شما مي گويم كه من از آنها ناراضي هستم. او با تيزبيني ولايت احساس مي كرد مخالفان بعد از آن مي آيند و با شركت در مراسم تشييع و دفن و نماز شايعه مي سازند كه ما رضايت زهراس را بدست آورديم اين است كه او به همسرش گفت: اگر شما معذوريد از عمل به وصيت من اجازه دهيد به عباس عموي پدرم و يا زبير پسردائيم وصيت كنم و حضرت امير ع فرمود: خودم به وصيت شما عمل مي كنم آنگاه حضرت زهرا س وصيت كرد كه خودت غسل و كفن و حنوط و نمازم را شبانه مخفيانه انجام بده و به تنهايي مرا بخاك سپار و احدي باخبر نباشد.
10
چرا قبر حضرت زهرا س نامشخص است؟
چرا قبر حضرت زهراس نامشخص است؟
- براي ادامه مبارزه با حاكميت وقت و محكوميت آنان در طول تاريخ كه مردم بدانند از پيامبر اسلام ص يك دختر بيشتر باقي نمانده بود و برخورد حكومت با آن دختر نيز اين چنين بوده است! در حقيقت نوعي اعتراض به تضييع شدن حق ايشان بوده است
- .آيا مي توان از بين قبرستان بقيع و بين محراب و منبر پيامبر اكرم ص در مسجد النبي و خانه پيامبر به يكي از آنها كه احتمال وجود قبر حضرت زهرا س در آن است اشاره كرد؟- بين خانه و منبر پيامبر و خانه حضرت زهرا س و قبرستان بقيع در روايات وارد شده است كه ممكن است قبر آن حضرت در يكي از اينها باشد؛ البته بعضي خانه خود حضرت را براي دفن شبانه و مخفيانه ترجيح داده اند و بقيع و آماده سازي چندين قبر يا دسته بندي و حركت قدرتمندان براي نبش قبر و نماز و تشييع و دفن رسمي بسوي قبرستان بقيع و عكس العمل تند حضرت امير ع براي نامشخص ماندن قبر حضرت بوده است كه البته اين رازباكف با كفايت فرزند برومندش حضرت مهدي(عج) مشخص مي گردد.گريه هاي حضرت زهرا س در سوگ پدر معروف است
- بنظر شما اين همه گريه و ناله و زاري از چه اندوهي ناشي شده است؟- معصومان هر يك بويژه حضرت زهرا س قرآن مجسم بوده و آيات صبر و بردباري را بيشتر از ديگران پياده مي كرده اند اما بايد گريه ها و ناله هاي آن حضرت را مبارزه بر اين ظلمهايي كه در حق او شد تلقي كرد. البته حضرت زهرا س به پيامبر اكرم ص علاقه ويژه اي داشت و از دست دادن پدر برايشان سخت و ناگوار بود، علاوه بر آنچه گفته شد در اين مدت اندك بخاطر برخوردهاي سخت و خشني كه با حضرت شد روح وجسم او را تحت فشار شديد قرار داده بودند به همين جهت حضرت واقعاً وضعيت ويژه و دشواري داشتند.
"به نقل از سایت حضرت استاد دانشمند"
فصل شکوفایی گل هاس/باغ و بهار برای ما/
لحظه ای که میزنیم/سینه توی روضة العبّاس
مقلب القلوب حسین/عاشق و مبتلات شدیم
محول الاحوالنا/شوریده و شیدات شدیم
http://maheharam.com/index.php/lastmarasem قسمت پنجم- حاج حسین سیب سرخی -شور
قال الصادق علیه السلام: و ما من نبی و لا وصی و الّا شهید. (1)
حضرت محمد (ص)
اولا باید بدانیم پیامبر را چندین بار ترور کردند. در اوایل بعثت مشرکان قصد حذف کردن فیزیکی ایشان را داشتند و در ادامه و مخصوصا بعد از هجرت به مدینه و استقرار حکومت اسلامی منافقین که طمع ریاست داشتند چندین بار سوء قصد به حضرت رسول کردند که ناکام ماند اما در آخر ایشان را مسموم و به شهادت رساندند و به قصد شوم خود رسیدند. ثانیا در عمل این مطلب را ابراز کنیم که پیامبر ما در بستر به مرگ طبیعی جان نداد بلکه شهید شدند. اما دلیل ادعای ما علاوه بر تاریخ صحیح صدر اسلام روایتی است که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد. شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الامال روایتی در همین مضمون از امام صادق(علیه السلام) نقل می کنند و تصریح می کنند که روایت صحیحه است.
در ادامه روایاتی می آید که نشان دهنده شهادت حضرت ختمی مرتبت است:
عیون: ابا صلت هروى از حضرت رضا علیه السّلام نقل كرد كه فرمود هیچ یك از ما نیست مگر اینكه كشته مىشود. اعتقادات صدوق: می نویسد اعتقاد ما اینست كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر مسموم شد پیوسته این ناراحتى در آن جناب بازگشت می كرد تا بالاخره رگ گردنش بر اثر سمّ قطع شد. و از آن ناراحتى فوت شد.(2)
که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد
كفایة الاثر: هشام بن محمّد از پدر خود نقل كرد كه حضرت امام حسن علیه السّلام پس از شهادت پدر خود امیر المؤمنین علیه السّلام در ضمن سخنرانى خود فرمود: پیامبر اكرم به من خبر داده كه امامت در اختیار دوازده امام از اهل بیت اوست كه برگزیدهاند. هیچ كدام از ما نیست مگر اینكه یا مسموم مىشود و یا مقتول.(3) عده ای بر این نظرند (البته روایاتی هم مؤید نظرشان وجود دارد) زنی یهودی ایشان را مسموم کرد؛ اما تاریخ این مسمومیت تا لحظه شهادت زیاد است و با عقل جور در نمی آید. اما نظر دیگری هست که از درون امت اسلامی منافقین پیامبر را مسموم کردند. روایت ذیل اشاره به این نظر دارد: جبرئیل ابتدای سورهى عنكبوت را بر حضرت رسول فرود آورد و گفت اى محمّد بخوان «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْكاذِبِینَ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ أَنْ یَسْبِقُونا ساءَ ما یَحْكُمُونَ.(4)
رسول خدا به جبرئیل فرمود: این چه آزمایشى است جبرئیل عرض كرد اى محمّد همانا خداى تعالى تو را سلام می رساند و می فرماید: كه من پیامبرى پیش از تو نفرستادم مگر اینكه در پایان زندگیش جانشینى كه بجایش بنشیند برگزید و روش و احكامش را زنده كرد پس راستگویان آنانند كه فرمان رسول خدا را اجرا می كنند و آنان كه نافرمانى او را می كنند دروغگویانند. همانا اى محمّد نزدیك شده رفتن تو بسوى پروردگارت خدا فرمان می دهد به تو كه پس از خود على بن ابى طالب را براى امتت انتخاب كنى او جانشین تو است كه قیام به ارشاد و هدایت امت و رعیتت می كند. اگر امت پیروى او را كردند سالم خواهند ماند …حذیفه گفت رسول خدا، على علیه السّلام را خواست و با او خلوت كرد همان روز و شب را علم و حكمتى كه خدا با وى سپرده بود او هم به على(علیه السلام) سپرد و او را آگاه كرد آنچه را كه جبرئیل گفته بود.
حضرت محمد(ص)
این داستان روزى بود كه پیامبر در خانه عایشه دختر ابو بكر بود، ... عایشه عرض كرد هم اكنون مرا آگاه فرما. در انجام وظیفه، من بر دیگران مقدم باشم و آنچه را كه صلاح من است بگیرم پیامبر فرمود به تو خبر می دهم اما به كسى نگوئى مگر آنگاه كه من فرمان خدا را در میان مردم اجرا كنم زیرا كه اگر تو این راز را نگه دارى، خداوند ترا در دنیا و آخرت نگاه می دارد و براى تو برترى هست در پیشى گرفتن و شتاب كردن بسوى ایمان بخدا و رسولش. و اگر ضایع و تباه كنى و مراعات نكنى آنچه را كه به تو گفته شد به پروردگارت كافر شدهاى و پاداش تو ضایع مىشود و ذمهى خدا و رسولش دورى و نیز تو از زیانكاران باشى و این كار زیان به خدا و رسولش وارد نمی كند پس خوب است تو پیمان ببندى كه سرّ این دستور را نگه دارى و ...
سپس پیامبر به همسرش عایشه فرمود: خداى تعالى به من خبر داده كه عمرم به پایان رسیده و فرمان داده كه على را بجاى خود نصب كنم، و او را پیشواى مردم قرار دهم...
عایشه تعهد سپرد كه راز را افشا نكند خداوند پیامبرش را بر آنچه در نهاد عایشه بود از آن راز كه با حفصه دختر عمر و اولی و دومی در میان گذاشت آگاه كرد. طولى نكشید كه حفصه را خبر داد هر یك از این دو خانم پدران خود را آگاه كردند آن دو گرد هم آمدند بسوى گروهى از منافقان و آزادشدگان دست رسول خدا فرستادند همه را از این راز آگاه كردند گروهى به گروه دیگرى روبرو شدند و گفتند همانا محمّد خیال دارد خلافت را در میان خاندان خود قرار دهد مانند روش پادشاهى كسرى قیصر تا پایان روزگار. نه به خدا در این زندگى دگر براى شما بهرهاى نیست اگر این كار به مرحلهى اجرا برسد و خلافت به على بن ابى طالب واگذار شود همانا محمّد به ظاهر شما با شما معامله كرد. ولى على با شما آن طور كه خودش بخواهد با شما معامله می كند! خوب فكر كنید در این داستان راى خویش را در این باره پیش نظر آورید.
حضرت محمد (ص)
سخن در میانشان رد و بدل شد بسوى دومی رفتند افكار خویش را به گردش آوردند همه با یكدیگر متفق شدند، و سخن بدین جا رسید كه در گردنهى هرشى شتر پیامبر را رم بدهند تا از شتر بیفتد و جان بسپارد. همین كار را در جنگ تبوك انجام دادند ولى خداوند شرّ آنان را از پیامبرش برگرداند. ایشان در كار رسول خدا اجتماع كردند از كشتن و مسموم نمودن، و فریب دادن.(5)
این چند نمونه گویای قصد شوم منافقین در به شهادت رساندن پیامبر اسلام است تا خود بر مسلمانان حکمرانی کنند؛ و کردند آنچه می خواستند. و شد آنچه نباید می شد. وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون: و آنها كه ستم كردند به زودى مىدانند كه بازگشتشان به كجاست! (6)/س
منبع: شیعه نیوز
در مورد نهم ربیع الاول روایتی که علامه مجلسی رحمه الله نقل فرموده اند ذکر می کنیم:
روایت شده که محمد بن ابی العلاء همدانی و یحیی بن محمد جریح بغدادی گفته اند که روزی ما در باب قتل عمر بن خطاب منازعه کردیم و رفتیم در شهر قم به نزد احمد بن اسحاق قمی که از خواص اصحاب امام علی النقی و امام حسن عسکری علیهما السلام بود و به خدمت امام مهدی عج نیز رسیده بود. وقتی درب خانه وی را کوبیدیم دختری عراقیه ای بیرون آمد سراغ احمد را از او گرفتیم. گفت: او امروز مشغول اعمال عید است و آن روز نهم ربیع الاول بود.
گفتم: سبحان الله عیدهای مومنان چهارتاست: عید فطر -اضحی-غدیر و جمعه.
دختر گفت: احمد بن اسحاق از امام علی النقی روایت میکند امروز روز عید است و بهترین عیدها نزد اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان به حساب می آید.
ماگفتیم اجازه بگیر تا به نزد او بیاییم چون که دختر او را خبر کرد بیرون آمد درحالی که لنگی بسته و عبائی بر خود پیچیده بود و بوی مشک از او ساطع بود. گفتیم این چه حالت است که در تو مشاهده می کنیم ؟
گفت: الان از غسل عید فارغ شدم.
گفتیم: مگر امروز عید است؟
گفت: بلی و ما را به داخل خانه خود آورد و بر روی کرسی نشانید و چنین گفت: روزی با جمعی از برادران خود به حضور مولای خود امام حسن عسکری علیه السلام مشرف شدیم در سامرا در مثل این روز (نهم ربیع) که شما به نزد من آمده اید. چون اجازه گرفتیم و به خدمت آن حضرت رسیدیم. دیدیم آن حضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پیش خود گذاشته است. و به دست مبارک خود عود در آن مجمره می اندازد و مجلس خود را مزین گردانیده است و بر غلامان و خدمتگزاران خود جامه های فاخر پوشانیده.
عرض کردیم: یابن رسول الله پدران و مادران ما فدای تو باد. آیا برای اهل بیت علیهم السلام امروز شادمانی تازه رخ داده است ؟
حضرت فرمود: کدام روز حرمتش از این روز نزد اهل بیت عظیم تر است؟ به درستی که خبر داد مرا پدرم که حذیفه بن یمان در روز نهم ربیع الاول خدمت جدم حضرت رسول خدا رسید.
حذیفه گفت: حضرت علی و حسنین علیهم السلام را دیدم که با حضرت رسول غذا میل می فرمودند و آن حضرت به روی ایشان تبسم می نمود و به حسنین علیهم السلام میفرمود:
بخورید! گوارا باد از برای شما برکت و سعادت این روز به درستی که این روز روزی است که حق تعالی در این روز دشمن خود و دشمن د شما را هلاک میفرماید ودر این روز دعای مادر شما (۱) را مستجاب میگرداند.
بخورید! که این روز روزی ایست که حق تعالی در این روز اعمال محبان و شیعیان شما را قبول میفرماید.
بخورید! که این روز ظاهر میشود صدق گفته خدا که میفرماید: فتلک بیوتهم خاویه بما ظلموا. این است خانه های ایشان که خالی گردیده به سبب ستمهای ایشان.
بخورید! که این روزی است که که در این روز شوکت دشمنان جد شما و یاری کننده دشمن شما شکسته میشود.
بخورید! که این روزی است که در این روز فرعون اهل بیت علیهم السلام من و ستم کننده بر ایشان و غصب کننده حق ایشان هلاک میشود.
بخورید! که این روزی است که حق تعالی عملهای دشمنان شما را باطل و بیهوده میگرداند.
حذیفه گفت که من عرض کردم: یا رسول الله آیا در میان امت تو کسی خواهد بود که این حرمتها و قداستها را بشکند.
حضرت فرمود: ای حذیفه بتی از منافقان بر ایشان سر کرده خواهد شد و در میان ایشان ادعای ریاست خواهد کرد و مردم را به سوی خود دعوت خواهد کرد و تازیانه ظلم و ستم را بر دوش خود کشیده و مردم را از راه خدا منع خواهد کرد. کتاب خدا را تحریف خواهد نمود. سنت مرا تغییر خواهد داد و میراث فرزند مرا متصرف خواهد شد خود را پیشوای مردم خواهد خواند. بر وصی من علی بن ابیطالب علیه السلام امتیاز طلبی خواهد کرد و اموال خدا را به ناحق بر خود حلال و در غیر طاعت خدا صرف خواهد کرد و من و برادر من و وزیر من علی علیه السلام را به دروغ گویی متهم و دختر مرا از حق خود محروم خواهد کرد. پس دخترم او را نفرین خواهد کرد و حق تعالی نفرین او را در این روز مستجاب خواهد نمود.
حذیفه عرض کرد: یا رسول الله چرا دعا نمیکنید حق تعالی او را در حیات شما هلاک گرداند؟
حضرت فرمود: ای حذیفه دوست ندارم جرات کنم بر قضای خدا و از اوتغییر امری را طلب نمایم که در علم او گذشته است. ولیکن از حق تعالی استدعا نمودم فضیلت دهد از سائر روزها آن روزی را که در آن روز او به جهنم می رود تا آن که احترام آن روز در میان دوستان و شیعیان اهل بیت من سنت گردد پس حق تعالی وحی کرد به سوی من که:
ای محمد در علم سابق من گذشته است که دچار آید تو و اهل بیت تو را محنت های دنیا و بلاها و ستمهای منافقان و غضب کنندگان از بندگان من. آن منافقانی که تو برای آنها خیرخواهی کردی ولی به تو خیانت کردند. تو به ایشان راستی کردی و آنها با تو مکر کردند. تو باآنها صاف بودی و آنها دشمنی تو را به دل گرفتند و تو خشنودشان ساختی ولی تو را تکذیب کردند و تو آنها را برگزیدی ولی تو را در گرفتاری ها تنها گذاشتند و سوگند یاد میکنم به حول و قوه و پادشاهی خود که البته به روی کسی که غصب کند حق علی ع را که وصی توست بعد از تو هزار درب از پست ترین طبقه های جهنم را بگشایم که آن را فیلوق می گویند و او و اصحاب او را در قعر جهنم جای دهم که شیطان بر او برتری و اشراف پیدا کند و او را لعنت کند و آن منافقان را در قیامت برای فرعونها عبرت گردانم که در زمان پیغمبران دیگر بودند و نیز برای سایر دشمنان دین عبرت شوند و منافقان و دوستان آنها را به سوی جهنم برم با دیده های کبود و روهای ترش و بانهایت مذلت و خواری و پشیمانی و ایشان را تا ابد در عذاب خود نگه دارم.
ای محمد! علی به منزلت تو نمی رسد مگر به آنچه که از بلاها توسط فرعون آن عصر و غضب کننده حق او بر او وارد میشود. کسی که جرات پیدا میکند تا گفته های مرا تغییر دهد و به من شرک آورد و مردم را از راه رضای من منع میکند. و گوساله ای از برای امت تو برپامی کند که آن ابوبکر است و به من کفر می ورزد در عرش و عظمت و جلال من به درستی امر کرده ام ملائکه هفت آسمان خود را که برای شیعیان و محبان دین شما عید بگرداند روزی که آن ملعون کشته میشود و امر کرده ام ایشان را که کرسی کرامت مرا در برابر بیت المعمور نصب کنند و ثنا گویند بر من و طلب آمرزش نمایند برای شیعیان و محبان شما از فرزندان آدم و امر کرده ام ملائکه نویسندگان اعمال را تا سه روز قلم از جرائم مردم بردارند و ننویسند گناهان ایشان را برای احترام کرامت تو و وصی تو.
ای محمد! این روز را عید گردانیدم برای تو و اهل بیت تو و برای هر که تابع ایشان است از مومنان و شیعیان و سوگند یاد میکنم به عزت جلال علو منزلت و مکان خود کسی که این روز را عید کند از برای من. ثواب آنها که دور عرش احاطه کرده اند به او عطا کنم. وقبول نمایم شفاعت او را نسبت به خویشان او و زیاده کنم مال او را اگر گشادگی دهد بر خود و عیال خود در این روز و هر سال در این روز صد هزار هزار میلیون نفر از موالیان و شیعیان شما را از آتش جهنم آزاد گردانم و اعمال ایشان را قبول و گناهان شان را بیامرزم.
حذیفه گفت: پس رسول خدا برخواست و به خانه ام سلمه رفت و من برگشتم در حالیکه به کفر عمر لعنه الله یقین کرده بودم. تا آنکه بعداز رسول خدا دیدم که چه فتنه ها برانگیخت....پس حق تعالی دعای برگزیده خود ودختر پیغمبر خود را در حق آن منافق مستجاب گردانید و قتل او را بر دست کشنده او (حضرت ابولولو رحمه الله) جاری ساخت. من به خدمت حضرت امیرالمومنین رسیدم تا آن حضرت را تهنیت و مبارک باد گویم که آن منافق کشته شد و به عذاب حق تعالی واصل گردید. چون حضرت مرا دید فرمود: ای حدیفه: آیا به یاد داری آن روزی را که آمدی به نزد سید من رسول خدا من و دو سبط او حسنین علیهم السلام نزد او بودیم و با او غذا میخوردیم ایشان تو را بر فضیلت این روز آگاه ساخت.
عرض کردم: بلی ای برادر رسول خدا.
حضرت فرمود: به خدا سوگند این روز روزی است که حقتعالی در آن دیده آل رسول را روشن گردانید و من برای این روز هفتاد و دونام میدانم.
حذیفه عرض کرد: یا امیرالمومنین! میخواهم این نام ها را از شما بشنوم.
حضرت فرمود: اين روز روز استراحت مؤمنان است زيرا از شر آن منافق استراحت يافتند ، روز زايل شدن كرب و غم است ، روز غدير دوم است ، روز تخفيف گناهان شيعيان است ، روز برهم شكستن بناي كفر و عدوان است ، روز عافيت است ، روز بركت است ، روز طلب خونهاي مؤمنان است ، روز عيد بزرگ خدا است ، روز مستجاب شدن دعا است ، روز موقف اعظم است ، روز وفاي به عهد و شرط است ، روز كندن جامة سياه است روز ندامت ظالم است ، روز شكسته شدن شوكت مخالفان است ، روز نفي هموم است ، روز فتح است ، روز عرضة اعمال كافران است ، روز ظهور قدرت خدا است ، روز عفو از گناه شيعيان است ، روز فرج ايشان است ، روز توبه است ، روز انابه بسوي خدا است ، روز زكات بزرگ است ، روز فطر دوم است ، روز اندوه ياغيان است ، روز گره خوردن آب دهان در گلوي مخالفان است ، روز خشنودي مؤمنان است ، روز عيد اهل بيت است ، روز ظفريافتن بني اسرائيل بر فرعون است ، روز مقبول شدن اعمال شيعيان است ، روز پيش فرستادن صدقات است ، روز زيارتي مثوبات است ، روز قتل منافق است ، روز وقت معلوم است ، روز سرور اهل بيت است ، روز مشهود است ، روز قهر بر دشمن است ، روز خراب شدن بنيان ضلالت است ، روزي كه ظالم انگشت ندامت به دندان مي گيرد است ، روز تنبيه است ، روز شرف است ، روز خنك شدن دلهاي مؤمنان است ، روز شهادت است ، روز درگذشتن از گناهان مؤمنان است ، روز تازگي بوستان اهل ايمان است ، روز شيريني كام ايشان است ، روز خوشي دلهاي مؤمنان است ، روز برطرف شدن پادشاهي منافقان است ، روز توفيق اهل ايمان است ، روز رهايي مؤمنان از شر كافران است ، روز مانور اهل ايمان است ، روز به خود باليدن است ، روز قبول اعمال است ، روز تبجيل و تعظيم است ، روز نحله و عطاء است ، روز شكر حق تعالي است ، روز ياري مظلومان است ، روز زيارت كردن مؤمنان است ، روز محبّت كردن به ايشان است ، روز رسيدن به رحمتهاي الهي است ، روز پاك گردانيدن اعمال است ، روز فاش كردن رازها است ، روز برطرف شدن بدعتها است ، روز ترك گناهان كبيره است ، روز ندا کردن به حق است ، روز عبادت است ، روز موعظه و نصيحت است و روز انقياد پيشوايان دين است.
حذیفه گوید: سپس از خدمت امیرالمومنین برخواستم و گفتم اگر در نیابم از افعال خیر و آنچه امید ثواب از آن دارم مگر محبت این روز ودانستن فضیلت این روز هر آینه منت های آرزوی من خواهد بود.
پس محمد و یحیی راویان این حدیث گفتند: چون این حدیث را از احمد بن اسحاق شنیدیم هر یک برخواستیم و سر او را بوسیدیم و گفتیم: حمد و شکر میکنیم خداوندی را که برانگیخت تو را از برای ما تا فضیلت این روز را به ما برسانی پس به خانه های خود برگشتیم و این روز را عید گرفتیم. (۲)
اسناد:
۱-اشاره به آن جائی که حضرت زهرا سلام الله علیها موقعی که عمر نامه فدک را پاره کرد. فرمودند خدا شکمت را پاره کند.
۲-زادالمعاد علامه مجلسی باب ۸ص۳۲۵ و زوائد الفوائد از علی بن علی بن طاووس. باب ربیع الاول و بحار جلد ۳۱ ص۱۲۰
برګرفته از«پایگاه اختصاصی شخصیت وعملکرد عمربن خطاب»(http://www.mhb110.blogfa.com)
به گزارش«شیعه نیوز» به نقل از البرز، برخی چهره های فعال وهابی با لباس اهل سنت فعالیت تازه ای را شیعیان در مناطق جنوبی کشور اغاز کرده اند.
این گزارش حاکیست براساس اعتقادات صهیونیستها بخشی اعظمی از خاک ایران درجنوب کشورمان درگذشته مرکز فعالیت یهودیان بوده است .
آنها براین باورند که شیراز مرکز این فعالیتها در گذشته به شمار میرفته است.
ازهمین رو و باتوجه به امکان معامله آسان با وهابیون وهمچنین بدلیل عدم امکان حضور صهیونیستها در کشور وهابیون به پیاده نظام ارتش صهیونیستها در جبهه آرام تسخیر جنوب تبدیل شده اند.
خرید اماکن و منازل متعلق به شیعیان دربرخی مناطق استان فارس و بوشهر از مهمترین راهکارهای حضور وهابیون در این مناطق بشمار میرود.
اخیرا تعدادی از سران اهل سنت با گرایش وهابی قصد دارند مرکزی را برای انجام فعالیتهای خود در شیراز دایر نمایند.
بهمین منظور این افراد برای خرید منازل متعلق به شیعیان جهت احداث مرکز خود با مالکان آنها وارد معامله شده اند.
خبرنگار البرز از بوشهر خبر داد جزایر کوچک این استان در خط مقدم تسخیر و آنچه عملیات پاک سازی منطقه از شیعیان نامیده میشود قرار دارد.
ایجاد مساجد ومراکز اهل سنت به منظورقرار دادن دراختیار وهابیون ازجمله مواردی است که با فشار سیاسی بعنوان اولین حربه درمنطقه درحال شکل گیری است.
خالی کردن برخی شهرکهای شمالی بوشهر از سکنه شیعه از چند سال پیش تحت عنوان خرید و مهاجرت برای اشتغال در دستور کار سران وهابیون حاشیه خلیج فارس قرار دارد.
منبع:شیعه نیوز
سلام از این به بعد برای ارتباط با استاد دانشمند با این ایمیل ها در ارتباط باشید: ایمیل اصلی: daneshmand.saite@gmail.com جهت دعوت از آقای دانشمند: davat.sokhanran@gmail.com |
جهت پرسش شبهات: shobhe.answer@gmail.com |
در خواست می شود،موضوع ایمیل خود را در اول ایمیل خود ذکر کنید از همکاری شما متشکریم. |
(برګرفته از سایت استاد دانشمند) |
اَن تنصُرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم |
سلام بر آنهایی که از نفس افتادن تا ما از نفس نیفتیم ! قامت راست کردن تا ما قامت خم نکنیم! به خاک افتادن تا ما به خاک نیفتیم سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند اَن تنصُرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم هفته ی دفاع مقدس گرامیباد چه بد اندیشند کسانی که فکر می کنند جنگ تمام شده!چه هشیارند امتی که همیشه برای مقابله با دشمن با تفنگ و قلم،با روضه وعلم با اقتصاد و کار و کوشش و تلاش،با تهذیب و تحصیل،با هنر و تکنولژی با همت و غیرت با عفت و پاک دامنی برای دفاع از کیان اسلام و عزت مسلمین و سر بلندی شیعیان و مومنان آماده و مسلح و مصمم و بصیر و هوشیارندو به خوبی تفاوت دوست و دشمن را می شناسند والسّلام مهدی دانشمند 3/7/1390 |



